تبليغاتX
< آيا با لب هاي دوخته روزي خواهيم خنديد ..


آيا با لب هاي دوخته روزي خواهيم خنديد ..








 

وقتي كه رفتي
باران شدي
و پشت شيشه فرود آمدي


وقتي از سر غصه
چشمهايم خيس بود
نديد گرفتمت

و تو فكر كردي نمي شنوم


وقتي صدايت را نشنيدم
رگبار شدي


ساكت
انگار باورت شده كه كر شده ام


آرامتر ببار.گوشهايم كر شد

+ نوشته شده در   ساعت   توسط ezrail  |